جستجوجستجوتماس با مسئولينارتباط با ماورود اعضا و ثبت نام جدیدورود اعضا و ثبت نام جدیدنقشه سایتنقشه سایتاعضای هیأت علمیاعضای هیأت علمیدانشجویاندانشجویانصفحه اصلی
EN/العربیه
۱۳۹۷ جمعه ۲۶ مرداد
height=25
متن پيام حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي به مراسم وحدت حوزه و دانشگاه متن پيام حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي به مراسم  وحدت حوزه و دانشگاه

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

 الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي جميع الانبياء و المرسلين و الائمه الهداة المهديين سيّما خاتم الانبياء و خاتم الاوصياء عليهم آلاف التحية و الثناء بهم نتولي و من اعدائهم نتبرء الي الله

مقدم شما فرهيختگان، نخبگان، اساتيد، انديشوران، دانشجويان و دانشمندان گرانقدر دانشكده اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم‌الصلاه و عليهم‌السلام را گرامي مي‌دارم و حضور شخصيت‌هاي فرهنگي و فرهيخته اين نظام را ارج مي‌نهيم و از همه بزرگواراني كه با ايراد مقال يا ارائه مقاله بر وزن علمي اين همايش و نشست افزوده‌اند سپاسگزاريم و از برگزاركنندگان اين نشست و همايش وحدت حوزه و دانشگاه متشكريم و از ذات اقدس اله مسالت مي‌كنيم كه وحدت را فيض و فوز امّت اسلامي قرار بدهد و حوزه و دانشگاه را عموما و دانشكده اهل‌البيت عصمت و طهارت خصوصا از اين فيض بهره كافي مرحمت كند.

 در جريان پيوند علم و دين از چند نظر بايد بحث كرد؛ يكي اينكه علم از منظر دين چگونه است؟ يكي اينكه خود علم ديني است يا غير ديني؟

اما آن منظر اول كه علم از منظر دين چگونه است؟ دين جامعه بشري را به فراگيري علوم كه سودمند باشد تشويق كرد بلكه واجب دانست و فرمود«طلب العلم فريضه» آنقدر اين علم براي دين ارجمند است كه نفرمود«طلب العلم فريض» با آنكه مبتدا مذكر است، در خبر حرف تاء آمده -اين تا، تاي مبالغه است، تاي تانيث نيست- وقتي مي‌گويند فلان شخص علامه است -اين تا، تاي مبالغه است- وقتي مي‌گويند طلب العلم فريضه است؛ يعني خيلي واجب است. دين طلب علم را بر همگان تا آخرين مرحله حيات واجب كرده است و بعد فرمود علمي كه نافع نيست به حال ملت و مملكت، از او برحذر باشيد«اعوذ بك من علم لاينفع». علمي كه نافع و سودمند است به حال اقتصاد مردم، اجتماع مردم، فرهنگ مردم، اخلاق مردم، آداب و سنن مردم فرا گرفتن آن علم لازم است.«طلب العلم فريضه» اين منظر اول- كه اين هيچ ارتباطي با علم ديني ندارد. دين فراگرفتن علم نافع را واجب كرده است؛ يعني تعليم واجب است، تعلم واجب است، عمل به آنها كه سودمندند واجب است و مانند آن. اما جوهره علم، گوهر علم، ديني است يا نه؟ اين در منظر دوم بايد بحث بشود.

در منظر دوم كه آيا ما علم ديني داريم يا نداريم؟ مستحضريد يكي از بحث‌هاي دامنه‌دار علم آن است كه تمايز علوم به چيست؟

علم يك سلسله مجموعه مسائل متناسخ و مناسبي است كه در يكجا جمع‌آوري مي‌شود. از نظر فلسفي چون وحدتش وحدت اعتباري است نه حقيقي وجودش وجود اعتباري است. هرگونه بحثي در رابطه با علم مي‌شود، از منظر اعتبار است، چون وجود مساوق با وحدت است.

 
 

چيزي كه واحد حقيقي نيست، وجود حقيقي ندارد. علم مجموعه مسائل است اگر هزار مساله در يكجا جمع بشود، اين مي‌شود علم خاص. اين هزار مساله است، هزار موضوع است، هزار محمول است، هزار ربط است، اين‌ها وجود يك واحد و جدايي ندارد تا بحث شود به اينكه علم تمايزش به چيست ولي وحدتش وحدت اعتباري است و اعتبارات هم چون به يكسري حقايق وابسته‌اند، سهمي از حقيقت مي‌برند. علم مجموعه مسائل متناسخ و متناسب است.

 تمايز علوم از پنج جهت قابل بحث است كه آيا اين علم از علم ديگر كه ممتاز است، تمايزش به موضوع علم است؟ به محمول علم است؟ به نسبت علم است؟ به سنخيت مسائل است؟ يا به اهداف و اغراض؟

برخي برآنند كه تمايز علوم به هدف و غرض است و برخي آن را از نوع تمايز محمولات مي‌دانند يا نسب مي‌دانند يا سنخيت مسائل مي‌دانند ولي غالب متفكران علمي تمايز علوم را به تمايز موضوعات مي‌دانند كه اين علم از آن علم جداست؛ چون موضوع اين علم از آن موضوع جداست.

چرا اصل در تمايز علوم به موضوعات است؟ براي اينكه محمول از عوارض موضوع است، محور محمول را موضوع تعيين مي‌كند. نسبت بين موضوع و محمول تابع طرفين‌اند. اين دو طرف يكي اصيل است يكي تابع. سنخيت مسائل را هم طرفين تعيين مي‌كنند. در اين طرفين موضوع اصل است و محمول تابع و هدف گرچه خيلي محترم است، اما مترتب بر اين مسائل است. اين مسائل وقتي تحليل مي‌شود يك محمولي است متأخر، يك نسبتي است متأخر، يك سنخيتي است متأخر و يك موضوعي است اول. پس تمام اين عناوين پنجگانه بازگشت‌شان به آن رأس اين پنج‌تاست كه موضوع باشد. تمايز علوم به تمايز موضوعات است.

اگر علمي موضوع او خدا، اسم خدا، وصف خدا، فعل خدا، قول خدا، اثر خدا باشد، اين علم حتما ديني است. اگر كسي درباره خود خدا بحث كند، اسماء خدا، اوصاف خدا، افعال خدا، اقوال خدا، آثار خدا بحث كند، اين يقينا ديني است. اگر در حوزه ها تفسير قرآن علم ديني است، براي اينكه از اقوال خدا بحث مي شود. اگر در حوزه ها فقه علم ديني است، براي اينكه از احكام خدا بحث مي‌شود. فقيه بحث مي‌كند كه خدا چنين حكمي كرد، مفسر بحث مي‌كند كه خدا چنين گفته است.

يك زمين شناس، يك دريا شناس، يك فضا‌شناس، يك هواشناس، يك ستاره‌شناس، يك سپهرشناس، يك جهان بين مي‌گويد خدا چنين كرد. بحث درباره زمين و آسمان، بحث درباره فضا و هوا، بحث درباره انسان و غيرانسان، بحث درباره معدن‌ها، چشمه‌ها، زمين‌ها، كوه‌ها، همه بحث در فعل خداست. بحث در فعل خدا ممكن نيست ديني نباشد. معيار ديني بودن علم، موضوع علم است نه معلم آن علم، نه متعلم آن علم، خَبور و نُكور معلم سهمي ندارد. پذيرش و انكار متعلم اثري ندارد. موضوع علم اگر فعل خدا بود، يقينا آن علم ديني است به همان دليل كه اگر موضوع علم، قول خدا بود، يقينا آن علم ديني است. در حوزه‌ها چون مي‌گويند خدا چنين گفت، ديني بودنش محرز است. در دانشگاه‌ها كه موضوع علومشان، از دريا و موجودات دريا تا نظام سپهري است، اگر توجه كنند اين‌ها غرق دين هستند. منتها گاهي برخي از اين‌ها عنايتي ندارند؛ مثل آن ماهي كه در دريا بود، مي‌گفت دريا چيست؟ آب چيست؟ صاحب دلي گفت تو در آب غرقي...

عزيزان دانشگاهي ما در دين غرق‌اند، منتها بايد عنايت كنند. زمين كار خداست، فضا و هوا كار خداست، دريا و درياييان كار خدايند، سپهر و سپهريان كار خدايند، چه شخص بپذيرد، چه شخص نپذيرد. پس علم ديني، غير از رابطه دين و علم است. رابطه علم و دين از منظر اول بحث مي‌شود. علم ديني از منظر دوم و مهمترين عامل وحدت جامعه از يك‌سو، وحدت حوزويان با هم از سويي ديگر، وحدت دانشگاهيان با هم از سوي سوم، وحدت حوزه و دانشگاه از سوي چهارم، توحيد است. اگر خداباوري در جان ما رسوخ كرده باشد، مطمئنيم همه در مشهد و محضر آفريدگاريم -يك- و مرگ پوسيدن نيست از پوست به درآمدن است -اين دو- هم از خداييم و به طرف خدا بر مي‌گرديم. هيچ انساني نمي‌پوسد، انسان مثل ميوه‌اي نيست كه از درخت مي‌افتد و مي‌پوسد و خاك مي‌شود و ديگر هيچ؛ انسان با مردن از پوست به در مي‌آيد و ابدي مي‌شود و به تعبير لطيف قرآن كريم انسان مرگ را مي‌ميراند نه بميرد، چون انسان براي ابد به اذن خدا و عنايت الهي زنده است. افكار، اعمال و انديشه او زنده‌اند و هيچ عاملي براي برقراري و انسجام وحدت حوزه و دانشگاه بالاتر از اعتقاد ديني و عقيدتي و توحيدي و پذيرش وحي و نبوت و معاد نخواهد بود.

اميدواريم همه شما بزرگواران و ارجمندان و فرهيختگان و نخبگان در راستاي اين هدف والا بيش از پيش كوشا باشيد و دانشكده محترم اهل‌البيت عليهم‌الصلاه و عليهم‌السلام بيش از اين موفق باشد كه علوم را از منظر توحيد ببيند تا موحدانه به سر ببرد و موحد تربيت كند.

اميدواريم ذات اقدس اله، نظام ما، رهبرما، مراجع ما، دولت و ملت و مملكت ما را در سايه امام زمان سلام‌الله‌عليه حفظ بفرمايد، روح مطهر امام راحل و شهداء را با اولياي الهي محشور بفرمايد، خطر بيگانگان را به استكبار و صهيونيست برگرداند و اين نظام اسلامي را در سايه ولي‌اش از هرگزندي محافظت بفرمايد، روح مطهر امام راحل و شهداء را كه مهمترين و برجسته ترين آرزو و دعاي همه ماست، مشمول عنايت خاصه خود قرار بدهد.

غفرالله لنا و لكم

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

 

1396/09/28 تاریخ:
180 تعداد بازدید:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الكترونيكي شما    
شماره تلفن
توضيحات  
تغییر کد امنیتی  
كد امنيت  
 
دانشکده اهل البیت علیهم السلام
کلیه حقوق وب سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه اصفهان می باشد
Powered by DorsaPortal